** گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست

5شنبه امتحان دارم هنوز نرسیدم تمومش کنم 3 شنبه هم باید راه بیافتم برم تهران عملا فردا فقط وقت دارم این دو روز هم انقدر همش این کتابه دستم بوده دیگه حالم داره بهم میخوره نمیدونم چرا هر چی میخونم تموم نمیشه هیچ، هر چی هم که تا حالا خونده بودم عمرا اگه یادم بیاد.

اینم از ارشدمونهگریهخنثی

 

** گاهی تمام شهر گدای تو می شود

  
نویسنده : دختر تابستان ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠

میلی

دیشب که پست قبلو نوشتم تا ارسال رو زدم اینترنت منفجر شد!حتی فکر نمیکردم پست قبلی هم ارسال شده باشه.

همش یه صفحه ای باز میشد از طرف I.S.P که میگفت مشکل از شر.کت زیر.ساخته و به ما ربطی نداره.این مدل جدیدشونه 3 ماهه وضع همینه نیم ساعت وصله نیم ساعت قطعه اولا که زنگ میزدی بهشون اصلا جواب درست نمیدادن مشکل از کجاست اینقدر این چند وقته مردم زنگ زدن اعتراض کردن اطلاعیه میزنن که مشکل از ما نیست.

خیلی وقتا پیش میاد اینترنت خط من قطعه با پیش شماره  مثلا 5 دوستم مثلا پیش شماره اش 7 مال اون قطع نیست. والا من تا جایی که با این سواد ناقصم میدونم این از زیرساخت نباید باشه دیگهخنثی

من که شنیدم این I.S.P ما در حال امتحان کردن اینت.ر.ن.ت میلی هستش، نمیدونم چقدر درسته ولی خدا به داد برسهنگران

  
نویسنده : دختر تابستان ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :

ته پیاز

خبر قبولیم رو به هر کسی که دادم واقعا خوشحال شد.خانوادم،دوستام،شما دوستای وبلاگی عزیزم که خیلی هم دوستتون دارم، حتی اون دوستم که خودشم قبول نشده بود با اینکه خیلی ناراحت بود ولی وقتی بهش گفتم قبول شدم واقعا حس کردم از ته قلبش خوشحال شد.

خیلی خوشحالم که یه همچین دوستای خوبی دارم.

یه همسایه داریم کلا خیلی فوضوله خیلی هم بی ادبه هر چی دلش بخواد میگه بعدش میگه من منظوری نداشتم بگذریم از این اخلاقش.خودش یه دختر داره که یه مرکز دولتی خوب کار میکنه وضعش هم خیلی خوبه با چند سال کار هم خونه داره هم ماشین ولی چون کار میکرده دانشگاهش رو نتونست تموم کنه.

پارسال که قبول نشده بودم یه روز جلومو گرفت (گفتم که خیلی فوضوله!) بهم گفت دخترم ازم پرسیده تو ارشد قبول شدی یا نه؟ قبول شدی؟

منم ساده گفتم نه!باورتون نمیشه یه ذوقی کرد با یه خوشحالی لبخند زد گفت قبول نشدی؟ بعدش شروع کرد درباره کار وبار و وضع خوب دخترش گفتن!

میدونید من کاری به کار دخترش ندارم خب هر کی کار میکنه به هر حال دستمزد زحمتشو میگیره؛ ولی از برخورد این خانومه اینقدر ناراحت شدم اینقدر دلم گرفت که خدا میدونه هنوزم که هنوزه با یاد آوری قیافه اش ناراحت میشم.

اینکه آدم چقدر میتونه بخیل باشه که خوشحالی و موفقیت بقیه رو نتونه ببینه.اصلا مگه من کی هستم؟یکی مثل اینهمه آدم دیگه. هر کس یه راهی داره یکی درس میخونه یکی کار میکنه یکی هیچ کدوم از این کارارو نمیکنه ولی خوشحاله مهم همینه.

به خدا اگه هر آدم زندگی خودشو بکنه تو کار مردم فوضولی نکنه تو زندگی مردم دخالت هم خودش راحتتر زندگی میکنه هم بقیه!

  
نویسنده : دختر تابستان ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :

آواتار غزلک

اینم آواتار من البته خیلی شبیه خودم نشدهعینک

توی این سایت درستش کردم.

غزلک

  
نویسنده : دختر تابستان ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :

← صفحه بعد